بایگانی برچسب: s

در حوزه فرهنگی رویکرد خود را از رویکرد پدافندی به رویکرد آفندی تغییر دهیم

  سرپرست شهرداری اهواز در آیین رونمایی از محصولات موسسه فرهنگی آب و آینه  با حضور  سردار شاهوارپور و حجه الاسلام شفیعی گفت: در حوزه فرهنگی رویکرد خود را از رویکرد پدافندی به رویکرد آفندی تغییر دهیم

به گزارش سایت شهرداری اهواز، موسی شاعری گفت: مقام معظم رهبری از اوایل دهه ۷۰ موضوع تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی را مطرح کردند. ولی متاسفانه در این سالها شاهد نوعی کم کاری در بین دستگاههای متولی فرهنگ در این خصوص بوده ایم تا اینکه معظم له جوانان انقلابی را به حضور در صحنه های فرهنگی فراخواندند و از آن به عنون آتش به اختیار یاد کردند.

شهردار منتخب اهواز تاکید کرد: انتقال مفاهیم ارزشی و انقلابی با استفاده از ظرفیت های هنری تاثیر مضاعفی را نه تنها در داخل کشور بلکه در سطح بین المللی خواهد داشت.

سرپرست شهرداری اهواز ادامه داد: خوشحالیم که امروز شاهد ظهور نسل جدیدی از رزمندگان انقلاب اسلامی هستیم که در حوزه های مختلف از آرمانهای انقلاب دفاع می کند. با توجه به اینکه در گام دوم انقلاب اسلامی این جوانان با استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های هنری خود وارد عرصه دفاع از ارزش ها و جبهه مقاومت شده اند، باید رویکرد خود را از رویکرد پدافندی به رویکرد آفندی تغییر دهیم و در عرصه های بین المللی و فضای مجازی و رسانه های نوظهور حضوری قدرتمند داشته باشیم.

موسی شاعری در پایان گفت: انشاله همانگونه که در وعده الهی و بیانات مقام معظم رهبری نیز آمده است، پیروزی نهایی در جهان از آن جبهه انقلاب اسلامی است و پرچم این انقلاب به دست صاحب اصلی آن امام زمان (عج) سپرده می شود.

نوشته در حوزه فرهنگی رویکرد خود را از رویکرد پدافندی به رویکرد آفندی تغییر دهیم اولین بار در کشاورزنیوز. پدیدار شد.

کشاورزنیوز

تدوین ۱۲ رویکرد برای رونق تولید در منطقه آزاد اروند

سید علی موسوی شامگاه سه شنبه در حاشیه جلسه تودیع و معارفه مدیرکل گمرک خرمشهر، در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در سال رونق تولید و از نخستین روز آغاز فعالیت رسمی ادارات، بررسی‌هایی میدانی برای آسیب‌شناسی و شناخت فرصت‌ها، تهدیدها و نقاط ضعف و قوت انجام و در نهایت ۱۲ رویکرد برای توسعه رونق تولید در منطقه آزاد اروند تدوین شد.

معاون سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار سازمان منطقه آزاد اروند با بیان اینکه در شهرک‌های صنعتی آبادان و خرمشهر کمیته‌ها و گروه‌های مختلف برای رفع موانع تولید تشکیل و در حال فعالیت هستند، به برخی دیگر از تصمیم‌های اخذشده برای رونق تولید در این منطقه آزاد اشاره کرد.

وی گفت: برای امسال در بحث سرمایه در گردش، سرمایه ثابت واحدهای تولیدی و حمایت‌های معنوی و حقوقی از واحدهای تولیدی پیش‌بینی‌های انجام‌شده و در رابطه با تأمین مواد اولیه و تسهیل ورود مواد اولیه و ماشین‌آلات و فناوری روز دنیا به منطقه آزاد اروند نیز برنامه‌های ویژه‌ای وجود دارد.

موسوی همچنین از تدوین برنامه ویژه برای تأمین برخی نیازهای واحد تولیدی از طریق مشارکت با سازمان منطقه آزاد اروند و تصویب ورود کالاهای واسطه‌ای برای تکمیل پروژه تولید در این منطقه خبر داد.

معاون سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار سازمان منطقه آزاد اروند در پایان ابراز امیدواری کرد با این ۱۲ رویکرد، در بخش تولید در سال ۹۸، شعار و رویکرد مقام معظم رهبری در منطقه آزاد اروند تحقق یابد.

نوشته تدوین ۱۲ رویکرد برای رونق تولید در منطقه آزاد اروند اولین بار در کشاورزنیوز. پدیدار شد.

کشاورزنیوز

توسعه کشت گلخانه‌ای با رویکرد اقتصاد مقاومتی/افزایش ۵برابری تولید

سایت کشاورزی ایران ‌( www.IranianAgriculture.com ) – رئیس گروه توسعه کشت های گلخانه ای وزارت جهاد گفت: براساس برنامه اقتصاد مقاومتی، در صورت تأمین اعتبار و انجام اقدامات لازم تا افق ۱۴۰۴، سطح گلخانه‌های کشور ۵برابر میزان فعلی خواهد شد. داریوش سالم‌پور در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: بر اساس آخرین آمار رسمی تا پایان […]

توسعه کشت گلخانه‌ای با رویکرد اقتصاد مقاومتی/افزایش ۵برابری تولید

سایت کشاورزی ایران

درنگی درخاستگاه‌های دین و دینداری ؛بررسی رویکرد ادوارد تایلور و آیت‎الله جوادی آملی

درنگی درخاستگاه‌های دین و دینداری ؛بررسی رویکرد ادوارد تایلور و آیت‎الله جوادی آملی

کشاورزنیوز:

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – آیت‎الله جوادی آملی معتقد است که هدف از دین را می‌باید به نحو شفافی ترسیم کرد و پس از آن به شاخه‌ها و گرایش‌های دیگر دینی توجه نمود. به باور ایشان، هدف عالی دین، همانا توحید و به تعبیر اهل معرفت، رسیدن به مقام “فنای فی الله” است، حتی اهدافی چون زندگی اخروی یا اهتمام به زندگی دنیوی یا ساختن جامعه نمونه یا تأمین عدالت اجتماعی از اهداف میانی دین است که ارزش آن‌ها وابسته به غایت نهایی دین، یعنی توحید است.

ادوارد تایلور (۱۸۳۲-۱۹۱۷) متفکری انگلیسی بود. او اگر چه تحصیلات آکادمیک در خصوص دین و فرهنگ نداشت، اما نظریاتی در این خصوص طرح کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت. وی مفاهیم “تکامل‌گرایی” و “دارونیسم” را در دین‌پژوهی مورد استفاده قرار داد. تأملات وی در خصوص دین‎شناسی، از مطالعات و سفرهای متعدد او حاصل آمده بود. وی به سبب همین مسافرت‌های مکرر بود که بر قوم‌شناسی و قوم‌نگاری نیز تأکید می‌کرد. مراد وی از این اصطلاح، توصیف و تحلیل علمی یک جامعه، فرهنگ یا گروه نژادی در همه‌ بخش‌های تشکیل‌دهنده آن بود. از نظر تایلور، دانش قوم‌شناسی باید هر اجتماع سازمان یافته‌ای را به صورت یک کل درک کند. به این معنا که نظام پیچیده‌ای از عقاید، هنر، اخلاق، تکنولوژی، زبان و اساطیر، همگی می‌باید در یک منظومه‌ کلی قوم‌نگارانه قرار گیرند.[۱]

تایلور بر علم و دانش تأکید بسیار داشت. وی بر این باور بود که دین و فرهنگ را می‌باید به روش علمی مطالعه کرد و ادعاهایی مانند معجزه یا الهاماتِ فوق طبیعی، مقولاتی علمی نیستند و لذا ارزش علمی نیز ندارند. از همین روی بود که در مطالعه‌ دین نیز، از ابزارهای علمی مدد می‌گرفت. او برای تحلیل در موضوع دین، معتقد بود که ابتدا می‌باید به یک انسان‌شناسی دقیقی نائل آمد و سپس در خلال آن، دین را نیز تحلیل و تفسیر کرد.[۲]

تایلور بر این باور بود که از مطالعه تاریخ انسانی می‌توان به اصولی دست یافت که این اصول به نحو یکسانی در همه‌ افراد بشر وجود داشته است. این دیدگاه به تایلور این امکان را می‌داد تا بر این مسأله تأکید کند که دین در همه زمان‌ها و مکان‌ها علی‌رغم تنوع و گوناگونی آن، پدیده‌ای واحد در میان اقوام بشر بوده است. تایلور نشان می‌داد که ذهن انسان‎ها علی‌الاغلب بر یک شکل و صورت ساخته شده است و آدمیان ذهنیت‌های هم‌شکلی دارند. وی بر اساس همین اصل می‌گفت که می‌توانیم به ذهن انسان‎های ابتدایی نفوذ کنیم و خواسته‌ها و دغدغه‌های آنها را به خوبی درک کنیم. با این رویکرد، تایلور اذعان می‌داشت که: انسان‎های ابتدایی هر چند از سطح معرفت پایین‌تری برخوردارند، ولی مکانیسم ذهنی آنها با مکانیزم ذهنی انسان مدرن یکسان است.[۳]

یکی دیگر از اصولی که تایلور به آن تأکید دارد، الگوی تکامل یا پیشرفت فکری انسان در طی زمان است. به نظر او، کل جهان همچون کشور واحدی است. این ویژگی سبب می‌شود که هر گونه گشایشی در فرهنگ، به تمامی دیگر نقاط نیز کشیده شود. این درجات تکامل در فرهنگ را می‌توان در همه‌ جوامع یافت. به باور وی تکامل فرهنگی و فکری بشر از یک سو و هم‌شکلی بنیادی ذهنی انسان‎ها از سوی دیگر، با یکدیگر مرتبط‌ هستند.[۴]

دین؛ بقایایی از دوران گذشته

تایلور با ذکر این دو اصل اساسی در اندیشه‌ خود، به سروقت دین و مقوله‌ دینداری می‌رود. وی بر این نکته تأکید دارد که مقتضای مراحل تکامل فکری بشر این است که مرحله بعدی جایگزین مراحل قبلی می‌شود. این جایگزینی اما به نحو تدریجی و به کندی صورت می‌پذیرد. در این جابه‌جایی، عناصری از مرحله‌ پیشین که کارایی دارند، تا مدتی در مرحله‌ بعدی نیز باقی می‌مانند. اما در برخی از فرهنگ‌ها چیزهایی وجود دارد که اصلاً پیشرفته و متناسب با فرهنگ روز به نظر نمی‌رسد و همه‌ فرهنگ‌ها و اجزای آنها با آهنگ واحدی تکامل پیدا نمی‌کنند. به باور تایلور، برخی از اجزا یک فرهنگ معین و اعمال و آداب، مانند برخی از خرافات که زمانی کارایی شایسته‌ای داشته‌اند، اما به مرور از کارایی آنها کاسته می‌شود، به همان صورت نخستین در یک فرهنگ باقی می‌ماند. به عنوان مثال، استفاده از تیر و کمان در انسان ابتدایی برای تهیه غذا وجود داشته، امروزه هم نوعی ورزش است یا مانند ارتباط که بین عطسه کردن با خروج دیو یا روحی از بدن وجود دارد، این بقایای فرهنگی در همه‌ جوامع وجود دارد.[۵]

تایلور این روند را به نام “بقایا” می‌شناسد. به باور او بقایا همان مؤلفه‌هایی هستند که از فرهنگ گذشته بر جای می‌مانند . وی بقایا را عبارت از فرایندها، رسم‌ها، دیدگاه‌ها و مانند آن می‌داند که به وسیله عادت به جامعه جدید منتقل می‌شود. وی “دین” را جزوی از همین بقایا می‌داند. به باور وی، اگر چه در دوران علمی به سر می‌بریم اما بقایایی از فرهنگ گذشته همچنان در وجود فرهنگ‌های جدید باقی مانده است که دین نیز یکی از آنهاست. به باور وی، در یک فرهنگ، همه اجزای آن دارای معنا و مفهوم است و اگر معنای چیزی را نتوان در آن فرهنگ درک کرد، آن جزء بقایا است. لذا بقایا جزو اموری هستند که در چارچوب فرهنگ معاصر، معنای خاصی ندارند. اگر چه زمانی معنای خاصی داشته‌اند، اما در فرهنگ امروز، معنایی را نمی‌توان بر آنها بار کرد. به باور وی، دین نیز جزوی از همین‌گونه بقایا است که در فرهنگ کنونی معنایی ندارد و باید از میان برود.[۶]

منشأ دین

تایلور دین را تنها و تنها اعتقاد به موجودات روحانی می‌داند. به باور او، اعتقاد به ارواحی که مانند انسان می‌اندیشند و عمل می‌کنند، در همه‌ ادیان وجود دارد. بنابراین جوهر دین و اسطوره‌های دینی از نظر او، “جان‌مندانگاری” است. نظریه جان‌مندانگاری از این جهت برای انسان ابتدایی ارزشمند است که انواع زیادی از باورها و رسوم آیینی و اعمال او مانند مرگ، پرستش، بیماری‌های روانی را تبیین می‌کند. تایلور بر این باور است که انسان نخستین ایده‌ای را که برای خود به‌ وجود آورد همین ایده‌ جان‌مندانگاری بود. به همین دلیل خدایان در فرهنگ‌های مختلف بشری شخصیت بشری نیز دارند، زیرا آنها ارواحی هستند که بر اساس نفس انسانی الگوبرداری شده‌اند. از نظر تایلور رفتارها و ایده‌ها و اعمال انسان ابتدایی با نظریه‌ جان‌باوری قابل توضیح و تفسیر است. وی بر این باور است که اقوام ابتدایی، همه موجودات را داری نفوس و ارواح می‌پنداشتند، لذا اعتقاد به اینکه مظاهر طبیعت دارای روح و احساس هستند نیز در ذهن بشر ایجاد شد. تایلور همچنین بر این باور است که لازمه‌ اعتقاد به جان‌مندانگاری، وجود نیروهای برتر و متعالی است که بر سرنوشت بشر نظارت دارند و این نیروهای روحانی را باید از طریق التماس و توسل و هدیه دادن، خشنود و ترغیب کرد، لذا فلسفه قربانی کردن در ادیان از همین اصل نشأت گرفته است.[۷] تایلور با این تبیین از مفهوم دین، مقوله‌ای چون قربانی کردن را نیز ساخته‌ اوهام انسانی می‌داند. به باور او ارتباط انسان اولیه با عناصر طبیعت همواره به گونه‌ای بوده که گویا طبیعت دارای شعور و آگاهی است. به همین جهت شکار حیوان یا قطع درخت همواره با نوعی مراسم و احترام بوده است.

تایلور بر مسأله‌ رویا و خواب تأکید می‌کرد و می‌گفت که انسان ابتدایی، نمی‌توانست بین رؤیا و واقعیت تفکیک قائل شود. لذا برای موجود زنده نیز روح قائل شد. به باور تایلور، انسان ابتدایی بین رؤیا و واقعیت نمی‌تواند تمییز دهد و بنابریان هر انسانی دو چیز دارد که به او تعلق دارد؛ یکی حیات و دیگری شبح. شبح، وجود دوم آدمی است. از ترکیب حیات و شبح، انسان ابتدایی روح متشخصی را ساخت که این روح از انسان قابل تفکیک است.[۸]

تایلور معتقد بود که مواجهه انسان ابتدایی با مقوله‌ “مرگ” و “رویا” این نتیجه را برای او به وجود آورده که هر انسانی توسط یک اصل روحانی حیات می‌یابد. چون ذهن انسان خاصیت تعمیم‌دهی دارد، این نفس یا روح انسانی را به کل جهان طبیعی و موجودات مانند درختان و حیوانات و ستارگان نسبت می دهد.[۹] به باور او، اعتقاد انسان‎های اولیه بر این بوده که مردگان نوعی حیات دارند. چون آنها را در خواب می‌بینند و با تعمیم دادن این ارواح به سایر اجزاء طبیعت، انسان نیز طبیعت را مانند خودش دارای روح می‌داند.[۱۰] این ارواح قادرند به انسان کمک کنند یا به او زیان برسانند. از نظر تایلور، عبادت و پرستش و قربانی که به عنوان اشکال مختلف دین شناخته می‌شود نیز از همین دیدگاه نشأت گرفته است.

تایلور با این تبیین، اذعان می‌دارد که تئوری جان‌مند‌انگاری اگر چه به نحو وسیع در ادیان وجود داشته است اما این نظریه بر یک بنیان اشتباه پایه گذاری شده است. این مبنا در زمانه‌ انسان‎های ابتدایی، و بر اساس عقلانیت آن زمان، اعتقادی منطقی و صحیح بوده اما در دوران سیطره‌ عقلانیت معاصر، روا نیست و راهی به دهی نمی‌گشاید.

آیت‎الله جوادی آملی و ریشه‌های استوار دینداری

آیت‎الله جوادی آملی، نگرش‌های ناصواب در خصوص دین و دینداری را نشات گرفته از برداشت‌های ناروا نسبت به انسان می داند. ایشان بر این باور است که اگر کسی انسان را نشناسد و به ابعاد وجودی و نیازهای واقعی او آگاهی نداشته باشد، نه تنها دین را ضروری نمی‌داند، بلکه از آن گریزان است. نیز اگر کسی انسان را بشناسد، ولی چگونگی برقراری رابطه او با جهان و دیگر انسان‎ها را نداند، نیازی به دین احساس نمی‌کند و به آن تمایل ندارد. همچنین اگر انسان دین را سحر و جادو یا خرافات یا دارای مسائل عقل‌ستیز بداند و در پی شناخت حقیقت دین بر نیاید، به شکل طبیعی از دین گریز و اعراض خواهد داشت، چنان که مارکسیست‌ها که دین را افیون و مخدر جامعه می‌پنداشتند، حقیقت دین را بررسی نکردند، بلکه با نگاه به دین‌دارانِ خاموش و خمود، فتوا دادند که دین افیون جامعه است. به باور آیت‎الله، این افراد چون که ملاک و معیار شناخت دین را بر روی افراد دیندار قرار داده‌اند و به بررسی اساس و پایه‌های محکم دین رجوع نکرده‌اند، دچار خطاهایی در تبیین و تعریف دین شده‌اند. این‌ها چون جامعه به ظاهر دین‌داران را خفته و متحیر یافتند، اظهار داشتند که دین آن‌ها را به خواب برده است، حال آنکه دین، هماهنگ با وجود انسان است و رابطه انسان را با جهان به خوبی تنظیم می‌کند و به انسان حرکت و جوشش می‌بخشد و عامل پویایی اوست.[۱۱]

آیت‎الله جوادی آملی بر این باور است که در شناخت دین، می‌باید اصولی را رعایت کرد. اگر انسان در مسائل دین‎شناسی به گونه افقی بیاندیشد و همه مسائل را بر اساس روال مادی و عادی تبیین کند و منطقه ادراک و اندیشه او خیال و وهم باشد؛ یا هرگز گرایش به دین ندارد یا گرایش او کمتر است. از این رو ممکن است که این نوع دین‌داری زوال‌پذیر باشد. اما اگر بر اساس سیر عمودی و با دید الهی، دین را بررسی کند و دریابد که حقیقت دین از نزد خدا آمده است و منطقه‌ اندیشه و ادراک او به سمت عقل باشد، گرایش و اشتیاق او به دین بیشتر است.[۱۲]

آیت‎الله جوادی آملی دو پدیده را در راه عدم درک صحیح از منشأ دین دخیل می‌داند؛‌ یکی حرکت در مسیر هوا و هوس و دیگری پیروی از ظن و گمان. ایشان برای اجتناب از این دو دام، بر این باورند که می‌باید در راه شناخت منشأ دین، به دو امر متوسل شد؛ یکی تعقل و استدلال و دیگری کسب رضای الهی.

به باور ایشان، علت اصلی گرایش انسان به دین در بخش اعتقاد و اندیشه، می‌باید عقل و فطرت باشد. از این رو انبیا و پیامبران الهی مبعوث شده‌اند تا گنجینه‌های عقول بشری را شکوفا و ادای میثاق فطرت را از انسان‎ها مطالبه کنند. خداوند پیامبرانش را در بین انسان‎ها مبعوث کرده و رسولان خود را پی‌درپی فرستاده است تا ادای پیمان فطرت را از آن‌ها مطالبه کنند و نعمت‌های فراموش شده الهی را به یاد آن‌ها آورند و گنجینه‌های عقل را برای آن ها شکوفا سازند و آیات و نشانه‌های قدرت الهی را به آن‌ها نشان دهند.[۱۳]

همچنین در بخش عمل باید انگیزه و علت گرایش انسان به دین، جلب رضای خدای سبحان باشد، زیرا خداوند همواره با انسان هست و بر او احاطه قیومی دارد و از رگ گردن به او نزدیک‌تر است.[۱۴]

آیت‎الله جوادی آملی معتقد است که هدف از دین را می‌باید به نحو شفافی ترسیم کرد و پس از آن به شاخه‌ها و گرایش‌های دیگر دینی توجه نمود. به باور ایشان، هدف عالی دین، همانا توحید و به تعبیر اهل معرفت، رسیدن به مقام “فنای فی الله” است، حتی اهدافی چون زندگی اخروی یا اهتمام به زندگی دنیوی یا ساختن جامعه نمونه یا تأمین عدالت اجتماعی از اهداف میانی دین است که ارزش آن‌ها وابسته به غایت نهایی دین، یعنی توحید است و شاید برای همین نکته باشد که در متون مأثور اسلامی از کسانی که برای راه یافتن به بهشت و دست‌یابی به نعمت‌های بهشتی خدا را عبادت می‌کنند با نام سوداگران؛ و از کسانی که برای ترس از جهنم و محفوظ ماندن از عذاب آن، خدا را عبادت می‌کنند با تعبیر بردگان، و از کسانی که عبادتشان ناشی از محبت الهی و شایستگی خداوند برای عبادت است با عنوان احرار و آزادگان یاد شده است؛ زیرا اهداف آن ها متعدد است و در نتیجه عبادت‌های آنان نیز متفاوت است.[۱۵]

آیت‎الله جوادی آملی نیز به مانند تایلور بر این باور است که حقیقت انسان قابل تغییر نیست. اما آیت‎الله این نکته را نیز می‌افزایند که حقیقت انسان آفریده‌ خدا است و لذا واحد و تغییر ناپذیر است. آیت‎الله بر این مسأله اذعان می‌دارد که خدا مسؤول پرورش این حقیقت است.[۱۶] حقیقتِ انسانی به دست خدا پرورش می‌یابد و باید به سوی او گام بردارد. خدا هیچ‌گاه دچار جهل و فراموشی نمی‌شود بلکه همه‌ حقایق را از ازل تا ابد می‌داند. از این رو، حقیقت انسانی می‌باید با تمسک به راه و روشی که خداوند ترسیم کرده است، پرورش یابد.

ایشان همچنین اذعان می‌دارد که مقتضیات زمان تنها موجب تغییر در فروع دین می‌شود، ولی اصول و کلیات دین را دگرگون نمی‌کند. به بیان دیگر، دین واحد، ثابت و همیشگی است، اما شریعت و منهاج متعدد و متغیر است و می‌تواند موقت باشد. به باور آیت‎الله، دین امری الوهی است و نه برساخته‌ دست بشر. بر همین اساس است که دین خواسته‌های انسان را تصحیح و تعدیل می‌کند تا او به حیات جاودانه‌اش نائل شود و نقش دین در هدایت انسان، یک نقش فعال و مؤثر است، نه یک نقش انفعالی و تابع و تأثیرپذیر.[۱۷]

به باور آیت‎الله، انسان از موجودات ناقص است که به تنهایی نمی‌تواند علوم و معارفی را که فاقد آن‌هاست تحصیل کند و به معلم و مزکی بیرونی احتیاج دارد تا به او تعلیم داده، او را تزکیه کند. چنین انسانی که خلیفه الله و انسان کامل است، دین را به عنوان هدیه‌ الهی از سوی خدای سبحان دریافت می‌کند و به جامعه بشری ابلاغ می‌نماید تا از همان راهی که خدا وی را به کمال رسانده، او نیز جامه بشری را به کمال برساند.[۱۸]

تایلور گفته بود که انسان به مرور و به نحو تدریجی، نسبت به زندگانی علم بیشتری را کسب می کند و می تواند بر اساس علم، زندگی خود را سامان دهد. آیت‎الله جوادی آملی اما در این خصوص بر این باور است که: بشر عادی، نه ظرفیت آن را دارد که به علوم بی‌کران احاطه پیدا کند و نه فرصت آن برای او فراهم است تا همه‌ حقایق را تدریجاً بشناسد. از این رو بسیاری از خیرات هست که انسان چون خیر بودن آن را نمی‌داند، از آن گریزان است وبسیاری از شرور است که چون شر بودن آن‌ها را نمی‌داند، به سمت آن گرایش پیدا می‌کند و این گرایش و گریز کاذبانه است.[۱۹]

به باور استاد جوادی آملی، انسان چون با انبوهی از نقص‌ها همراه است و خودش توان بر طرف نمودن آنها را ندارد، باید برای تکمیل این نقص به معلم غیبی که به نقص و نیاز انسان آگاهی دارد، ایمان و اعتقاد داشته باشد و بداند که آن معلم غیبی، نیاز او را به علم و معرفت تأمین و نقایص اخلاقی و عملی او را تکمیل می‌کند.[۲۰]

آیت‎الله جوادی آملی بر این نکته تأکید دارد که عقل نیازمند راهنماست. این راهنمایان همان پیامبرانند که در کمالات معنوی و اخلاق الهی از دیگران ممتازند و به دلیل همین امتیاز روحی، لایق وحی الهی شده و مأمور راهنمایی دیگران گشته‌اند.[۲۱]

حکمتِ عبادت

تایلور بر این باور بود که انسان برای در امان ماندن از ارواحی که خود آنها را ساخته است، دست به قربانی و اعمالی می‌زند تا از شر ارواح در امان بماند. این تفسیر از عبادت انسانی البته مقبول آیت‎الله جوادی آملی نیست. ایشان بر این باور است که برای راهیابی به حکمت عالَم، چاره‌ای جز سبک بار کردن درون نیست. ایشان سخنی از حضرت امیر(ع) را نقل می‌کند به این مضمون که: سبک بشوید تا ملحق شده و برسید. این در راستای کلام خداست که می‌گوید و “یَستَبشِرونَ بالذینَ لَم یَلحَقوا بِهم مِن خَلفِهم الّا خَوفٌ عَلیهِم وَ لا هُم یَحزَنون”.(آل عمران، ۱۷۰) بشارت می‌دهند به آنان که هنوز ملحق نشدند که شما هم می‌رسید. لذا آنان خوشحالند. لذا به خدا متکی است و نه به غیر دل می‌بندد و نه از غیر مدد می‌طلبد چون می‌داند چیزی در درون انسان و غیر انسان نیست. اگر او به این مقام رسید هرگز آن محبوب راستین را رها نمی‌کند و او را برای خود او می‌پرستد.[۲۲]

آیت‎الله جوادی املی برای ترسیم مقصود از عبادت، از قرآن کریم مدد می‌گیرد. قرآن کریم بارها تذکر می‌دهد که: چرا اینها فقط به عالم مُلک بسنده کرده‌اند و به دستوراتی ظاهری و خشک اکتفا می‌کنند؟ چرا در باطن عالم نظر نمی‌افکنند؟ و این گنجینه را باز نمی‌کنند تا نسخه‌های خطی و مادر و اصیل را مطالعه کنند؟[۲۳] قرآن کریم، بارها تذکار می‌دهد که عبادت ورزیدن سبب ساز گره‌گشایی‌های فراوان می‌گردد.

آیت‎الله جوادی آملی، عبادت کردن را یک نعمت برای بشر می‌داند. هیچ نعمتی بالاتر از نعمت معرفت و شهود و یقین نیست. انسانی که حکمت جهان را مشاهده کند، دیگر نام لذت‌های جهان را لذت نمی‌نهد. کسی که به مقام یقین رسد، درون جهان و درون خود و دیگران را می‌بیند.

آیت‎الله عبادت کردن را گوهری می داند که کافران از آن محرومند و لذا در شک و تردید گرفتارند. به تعبیر ایشان: کافر و منافق همواره در شک و تردیدند و هیچ بلایی بدتر از این نیست که انسان سرگردان باشد. کسی که راه را می‌شناسد مردد نیست؛ از آن راهی که آمده بر میگردد. ولی کسی که به راه آشنا نیست، بیراهه می‌رود، لذا بر می گردد، دوباره حرکت می کند، این رد مکرر را تردید می‌گویند. و رد مکرر در اثر نابینایی است و کافر و منافق چون راه را نمی بینند همواره در شک بوده و عمری را در عذاب تردید می‌گذرانند. در همان بسته‌ همان شک مکرر، از سمتی به سمت دیگر حرکت می‌کنند و به نتیجه نمی‌رسند.[۲۴]

آیت‎الله جوادی آملی، عبادت کردن را سبب‌ساز لذتی می داند که دیگران از آن محرومند. ایشان از امام صادق(ع) نقل می‌کنند که: آیا دین جز دوستی و عشق چیز دیگری است؟ به راستی ائمه‌ معصومین (ع) خدا را که عبادت می‌کردند چون او را دوست داشته و اهل برای عبادت یافته بودند. خدا آرزوی افراد با اشتیاق است. شوق آن است که انسان را به سوی خدا بکشاند، نه اینکه هدف بهشت باشد.”امل” آرزویی است که انسان را بی‌تاب کرده، به تب و تاب وادار کند. انسان گاهی امیدوار است و گاهی آرزومند؛ شوقی که متعلقش باطل باشد شوقی کاذب است. شوق صادق آن است که تنها متوجه خدای سبحان باشد. به طوری که ابتدا خدا مورد اشتیاق و سپس مورد عشق قرار گیرد.[۲۵]

قربانی کردن که در اندیشه‌ تایلور مورد مذمت قرار گرفته بود، در آراء آیت‎الله جوادی آملی این‌گونه تفسیر می‌شود: خداوند کریم در بیان حکمت قربانی کردن می‌فرماید: این قربانی کردن، ظاهری دارد و باطنی. ظاهر قربانی به خدا نمی‌رسد اما باطن آن به خدا می‌رسد. یعنی گوشت و خون قربانی به خدا نمی‌رسد. ولی آن تقوایی که در قربانی و کشتن گوسفند و شتر، که روح و درون حکمت این عبادت است، به خدا می‌رسد. در جاهلیت وقتی قربانی می‌کردند، مقداری از گوشت قربانی را به دیوار کعبه می‌آویختند و مقداری از خون آن را به دیوار می‌مالیدند تا قبول بشود. اما اسلام روی این کار خط بطلان کشید. پس انسان متقی که در حقیقت به باطن عبادت رسیده و می‌کوشد که به حکمت نهایی عبادت برسد به خدا می رسد.[۲۶]

آیت‎الله جوادی آملی با این تصویر از عبادت است که هم دین را فهم‌پذیر می‌کند و هم تفاسیر ناروا در مقوله‌ دینداری را بر نمی‌تابد و بر آنها نقد وارد می‌کند. آن‌گونه که تایلور گفته بود، دین تنها و تنها برساخته‌ بشر است و نه عبادت، ثمره‌ای دارد و نه انسان در این راه به مقصدی می‌رسد. آیت‎الله جوادی آملی اما با تغییر در رویکردها نسبت به دینداری، هم بر رفتارهای انسانِ دیندار مُهر صحّه می‌گذارد و هم نگاه صرفاً بشری به دین را مورد انکار قرار می‌دهد و هم عبادت را به دیده‌ عنایت می‌نگرد. و این کاری است که یک متأله مسلمان انجام می‌دهد.
[۱]Bohannanpauljames، social anthropology، ۴۴ به نقل از مقاله: بررسی دیدگاه ادوارد تایلور و جیمز فریزر درباره خاستگاه و تکامل دین، علیرضا خواجه گیر، مجله الهیات تطبیقی، سال ششم. ش۱۴

[۲]Pals Daniel seven theories of religion ، ۴۴

[۳]میرچا الیاده، دین پژوهی، ص۱۰۹

[۴]Preus، j Samuel،exolanation religion138،

[۵]Pals Daniel seven theories of religion 22،

[۶]Preus، j Samuel،exolanation religion136،

[۷]محمد عزیز بختیاری، فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی دین، ص۴۳

[۸]Tylor، primitive culture 429،

[۹]دانیل پالس، هفت نظریه در باب دین،ص۴۹

[۱۰]عبدالرحیم اردستانی، ادیان ابتدایی و خاموش، ص۵۵

[۱۱]دین‎شناسی، آیت‎الله جوادی آملی، ص۵۵

[۱۲]همان، ص۴۸

[۱۳]همان، ص۴۹

[۱۴]همان، ص۴۹

[۱۵]همان، ص۶۵

[۱۶]همان، ص۷۳

[۱۷]انتظار بشر از دین، آیت‎الله جوادی آملی، ص۵۹

[۱۸]همان، ص۶۲

[۱۹]همان، ص۶۳

[۲۰]همان، ص۶۴

[۲۱]همان، ص۵۷

[۲۲]حکمتِ عبادت، آیت‎الله جوادی آملی، ص۴۸

[۲۳]همان، ص۴۹

[۲۴]همان، ص۴۴

[۲۵]همان، ص۳۹

[۲۶]همان ص۳۷

انتهای پیام

کشاورزنیوز

اولین همایش ملی توسعه پایدا ر در راهسازی با رویکرد حفظ محیط زیست

اولین همایش ملی توسعه پایدار در راهسازی با رویکرد حفظ محیط زیست،در آبان ماه94 در شیراز برگزار میگردد.
سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی تهران ::

همایش ملی توسعه اقتصاد کشاورزی با رویکرد عزم ملی و مدیریت جهادی

سایت کشاورزی ایران ( www.iranianagriculture.com ) اخبار و اطلاع رسانی همایش ها : همایش ملی توسعه اقتصاد کشاورزی با رویکرد عزم ملی و مدیریت جهادی،۲۶-۲۷ آذرماه ۱۳۹۳،دانشگاه پیام نور استان تهران همایش ملی توسعه اقتصاد کشاورزی با رویکرد عزم ملی و مدیریت جهادی تاریخ برگزاری همایش : ۲۶-۲۷ آذرماه ۱۳۹۳ دانشگاه پیام نور استان تهران فراخوان [...]

همایش ملی توسعه اقتصاد کشاورزی با رویکرد عزم ملی و مدیریت جهادی

سایت کشاورزی ایران